انگار همين امسال بود: آن موقع‌ها که "پرشين ريس" بوديم، دیگر پاتوقي شده بود براي خودش. آن اواخر کارش از پاتوق هم گذشته بود، شده بود کاروانسرا و گیم‌نت و سینما...  كلوب را پرهام معرفي كرد – آن وقت ها سر و تهش را مي‌زدي، كلوب و اوركات و مسنجر بود؛ حالا دیگر سرش به كافه‌اش گرم است و به فيس‌بوك- راستش را بخواهی خیلی کمتر از آنچه انتظار داری طول می‌کشد تا متقاعد شوی کلوب از آن جاهایی نیست که به دلت بنشیند، كه پاگيرش شوي. خیلی زودتر از آنچه انتظار داشتم فراموش کردمش.

    -------

 

   گروه خوبی‌ست. بچه‌های آرام و مثبت، شوخ. لینک گروهشان در کلوب را فرستاده بودند، زمان برنامه‌ها و عکس‌ها، به قول خودشان تصوير ِ خاطره... تاريخ عضويتم را نگاه كردم: چهار سال و ...

                                                                                          چقدر زود گذشت!

   -------

 

   كدام گوري مي‌روي با اين سرعت، لعنتي؟