كاش يكهو بزند به سرتان كه برگرديد. يا مثلا كاش كاري براي پدرت پيش بيايد، يا مجبورش كنند فردا اول وقت سر كار باشد.

   حالا جا قحط بود وسط اين گرما و هواي شرجي رفته‌ايد آن خراب شده؟ كاش اصلا كيش را تعطيل كنند برود پي كارش! اصلا گور پدر خانه و زندگي، كاش تهران زلزله بيايد امشب.

 

   كه فردا تو باشي و چشم‌هاي هراسان، بغض؛ كه من باشم و لباس‌هاي خاكي، لبخند. از صبح بنشينم جلوي ديوار ترك خورده‌ي خانه‌تان، هنوز از راه نرسيده بگيرمت و پشت اولين خرابه‌اي كه پيدا كنم آنقدر محكم بغلت كنم به بترسي...

   بعدش هم شايد دو نفري رفتيم كيش، هوا خوري.